و غزلی بخوانید تا باورتان شود
فرشته ها هم به زمین می آیند.....!!

پیش از اینکه جهان،جهان باشد توی عرش خودش قدم می زد
او -که نقاش دوره گردی بود - نقش حور پری قلم می زد
بهترین طرح دوره هایش را توی چشمان تو رقم می زد!
گفت از شاهکار زندگی اش پرده بردارد و ستاره شود
پلک های تو را که بالا زد اینچنین عرش را بهم می زد
خواست تبعیدتان کند روزی و زمین را به خاطر این ساخت!!
و خدا دشمن تو شد چونکه همه ی عرش از تو دم می زد
آمدی و دوباره تنها شد ، هی دلش تنگ شد برای شما!
اشک های خدا زمین می ریخت به جهان رنگ و بوی غم می زد
قرن ها طی شد و همین دیروز صاحب چشم ها همین جا بود
رشت-خرداد85